ضرب المثل های مازندرانی

۱۰. اتّا درزن شه خِدّ بزن اتّا گالوج اتّی ره

یک سوزن به خود بزن یک جوال دوز به دیگران

۱۱. اسب پیغوم پِ جو نخرنه

با پیام فرستادن برای اسب اسب جو نمی خورد

۱۲. اتّا پیلکا ماس چنّه راغون دارنه

یک کاسه ماست چقدر روغن دارد

۱۳. آش که جا دکرد بوئه همه ور انگوس زنّنه

آش آماده اگر در ظرفی ریخته شود ازهمه طرف به آن انگشت می زنند

اگر دختری خود را بزک کند همه چشمها را به دنبال خود دارد

۱۴. امساله میچکا خوانه پارساله میچکا ره جیک جیک باد بده

بچه گنجشک امساله می خواهد به گنجشک بزرگ‌تر از خودش آواز خواندن یاد بدهد

۱۵. او به امام ندنه تش به یزید

آب به امام نمدهد ونیز آتش به یزید هم نمیدهد

۱۶. او که از سر بگذره چه یک وجه چه صد وجه.

آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

۱۷. اتّا شفته اتّا محلّ وَسّه

یک دیوانه برای ( بهم ریختن) یک محل کافی است

۱۸. آش لوه سر مزه دارنه زن نومزه سر

خوردن آش سر دیگ مزه دارد و زن هم در دوران نامزدی جذابیت بیشتری دارد

۱۹. آفتاب و وارش شال عروسیه

آفتاب و باران نشانة عروسی شغال است.

کنایه از روبه‌صفتی و فرصت‌طلبی است.

۲۰. اگر داروک بخونده گنه وارش انه

اگر قورباغه سبز روی درخت بخواند می‌گویند باران می‌آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.